روزگار شاهزاده GEM TV
سریال روزگار شاهزاده نسخه کامل تحویل 1 روزه تضمینی سفارشات تهران |
مجموعه جامع تمرینات یوگا
مجموعه ای بسیار عالی برای سلامت آموزش تمرینات به صورت ساده و جذاب |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
دیگه عادتم شده ، هر بار میام سمت ات با توان مقابله با رکب خوردن میام ...
پ .ن : رویین _ تنی برای خودم شده م هااااا
+ 01:00 AM الگا
تند تند قدم بر میدارم که سریع تر برسم به کلاسی که میدونم ۱۵ مین هست که شروع شده ، نمیدونم من حواسم نیست و یا پسره خیلی بدفرم راه میره که می خوره به من و دست ـ منم تاب میخوره به هدفونم و از گوشیم که تو جیب مانتوم ـ جدا میشه و واسه چند لحظه می بینم که همه برگشتن و صدای ـ شجریان که داره جان ـ عشاق رو آواز می ده سالن رو ور میداره ..
پ .ن : آخ که چقدر دوس دارم همونجا وسط ـ سالن کف زمین بشینم و کلاسو بپیچونم و هی گوش کنم : رسم عاشق کشی و شیوه شهر آشوبی .....
+ 00:35 AM الگا
آقا دم جنوب گرم که همیشه ساز خودش رو میزنه و نه به سرماش میشه اطمینان کرد که سگ لرز می زنی و نه به شرجی های این موقع سالش که شر شر عرق می ریزی و نه به شطش که یهو واسه ت عین ـ کتابای همینگوی غرش میاد ...اما هر چی باشه تو رو محکم می کنه اون طوری که فک ـ دارکوب مانند بعضیا هم نتونه تورو از پا در بیاره ...
دیشب دوست جون ـ اومد دنبالم و گازش رو گرفت و رفت لب ـ شط و حالا هوا هم از اون شرجی های دم کرده نفس بُر بود ، پیرمرد ـ جا همیشگیش نشسته بود و فایز میخوند و حیف که امشب ـ حوصله ش رو نداشتم و داغ کرده بودم و یه نیمچه نسیم ـ داغی هم که می اومد شال سفیدم رو که روش خطاطی شده بود رو هی اینور و اونورش میکرد ..یه نیگاه به دوست جون ـ کردم و دیدم حواسش پی رفیقش ، کفشام رو کندم و پا برهنه زدم تو آب شط ، یه پسره رد شد و گفت : آهای دخترو باهات بیام ؟؟ منم که غرور مادرزادی دست از سرم برنمیداره همچین نیگاش کردم که در اومد گفت : با اون قیافه ت یه bf ایی ، نامزدی چیزی حتما داری و راهشو کشید و رفت ..هدفونا رو چپوندم تو گوشمُ و زدم یه آهنگ از پینک فلوید که آقاهه عاشقشه پخش بشه و تو جیبای تنگ _ شلوار لیم دنبال _ فندک _ دله م گشتم و یه مارلبروی 150 تومنی دود کردم و فحش دادم به ایرانسل که چرا آنتن نمیده و هنو دو سه پک نزده بودم که صدا پسره از پشت _ سرم میاد که میگه : بی پدر و مادر و منم خیلی ریلکس شر شر عرق می ریزم و با خودم میگم : گور پدرت هر چی دوس داری بنال ، تو که نمیدونی آقاهه چطور منو میزنه به سینه کش _ دیوار و نفس هاشو پس میده به گونه هام و لبامو میکشه تو دهن _ لامصبش و واسه همین من که هات ترین دختر اینورام عین _ یه سگ واسش له له میزنم و اینجوری آویزونشم ..
+ 12:53 PM الگا
دیدی بعضیا چقدر تر و تمیز هیزی میکنند ؟؟
پ .ن : قسم میخورم اگه دلم یه جا دیگه بند نبود دعوت مارلبروش رو قبول می کردم اما اینکه بریم تو ماشینش بشینم و ..... نوچ ، به هیچ وجه .
خوش ندارم ماتیک لبام رو یکی دیگه بمکه غیر _ تو ....
+ 01:37 AM الگا
جهت یابی ام در حد صفر است ، بار دوم بود همدیگه رو می دیدیم و پشت چراغ قرمز فرصتی بود که فک کنیم از کدوم مسیر بریم سریع تر می رسیم و من گفتم : بنداز تو رسالت از اونجا بریم ... اونم در حالی که داشت برمیگشت طرف من گفت : تو باز حرف زدی ( یک مکث خیلی خیلی کوتاه و بهم خیره شده بود ) با اون چشای در به درت ...
پ .ن : زیاد با هم نموندیم اما تا الانش هم گاه گداری بهم مسیج میده و باز هم میگه : با اون چشای در به درت ...
+ 2:47 PM الگا
لیوان چای رو مثل ـ یک شی قیمتی تو جفت دستم گرفتم ، حتی نمی تونم فکرشُ بکنم که داره یکی از آهنگ های پینک فلوید از استریو خونه ت پخش می شه و با کسی غیر از من تو اون اتاق آخری که همیشه لباس هات وسط ـ زمینش پهن ـ عشق بازی کنی ...
پ .ن : به من نه اما به زنانگی ام حق بده .
+ 12:45 PM الگا
دیشب رو با هم حال کردیم ،
الان که داریم چت میکنیم میگه : دیشب استثنا بود اگه دختر خوبی باشی باز هم از این کارا میکنیم .
بغضم میگیره ...
+ 00:35 AM الگا
بیشتر رفقا که بخوان برن بیرون میان خونه من و از اینجا آماده رفتن میشن گاهی اگه حوصله داشته باشم و خسته از کار نرسیده باشم آرایش شون میکنم و اگه سخاوت مند باشم بدلیجاتم رو که از جونم واسم عزیز ترن رو می بخشم بهشون و یا شال های رنگارنگم رو ، اما ۹۵ درصد اوقات اونا می رن و من تنها میمونم خونه ، کتابی ورق میزنم ، فیلمی می بینم ، موزیکی گوش میدم ، درسا رو دوره میکنم ، به خونه می رسم .... و یا هر کار ـ دیگه ایی که فراموش کنم انتخابم تو بودی و هیچگاه نیستی ...
درست مثل ـ امروز که رفیقم رفت و من بعد از یک دور ۳۰ دقیقه ایی اروبیک تمرین کردن و دوش ده دقیقه ایی یکی از تصنیف های قدیمی افلیا پرتو رو گوش دادم : نام ام از بهر ـ چه مجنون کرده ایی ؟؟ بهر ـ یک لیلی دلم خون کرده ایی ...
پ .ن : این روز ها تو خلوت تنهایی پنجره ایی جدید باز شده است از پیامک های یک دوست ـ خوب...
+ 10:59 PM الگا
چند وقتی بود که می شناختمش و رابطه مان اگر میخواستم بسیار عریان تر میشد که من هیچ وقت نخواستم اما ...
دیگر وقت ـ رفتن بود که پیشنهاد داد می رسونمت و من هم که کلی خسته و عصبی از این همه فشار زندگی سوار شدم ، به کوچه بن بست مان که رسیدیم یک سری حرف های عامیانه رد و بدل و شد و سکوت ، هر دو مون ساکت بودیم ،
همچین فراست نمیخواست که بدونیم چی میخواهیم که هر دومون می دونستیم ، اومد نزدیک تر و من هم و لباش که جای خودش رو پیدا کرد ..... چند ثانیه بیشتر نگذشته بود و زبونش بیکار مونده بود ، فهمیدم تازه کار ... خودم رو کشیدم عقب ، معذرت خواست ، با حالتی عصبی گفتم : برای چی معذرت میخوای آخه ؟؟ جوابی نداد ... داشت حالم از خودم بهم میخورد و این حرکت های نا به جا که واسه جا خالی دادن از نبود او انجام میدم ...در ماشین رو محکم بستم و گفتم : فراموشش کن ..
وقتی از پله ها می رفتم بالا حرکت ـ لذتی که داشت نتیجه معکوس می داد رو از لبام به تموم بدنم حس می کردم ...
پ .ن : من به ناامیدی خود معتادم این روز ها ...
پ. پ. ن : اگر بود می گفت : آروم باش ، یه نفس ـ عمیق بکش ...
+ 1:31 PM الگا
گاهی فک می کنم اگر این معاشقه های تلفنی نیمه شبان واقعی بود من تا به حال چند شکم زاییده بودم !
+ 00:39 AM الگا
خوب که فکرش رو می کنم به خودم میگم : نه ، اون حقش رو نداره . حق ـ اینکه بعد از چند سال با هم بودن یک عصر پاییزی که داری از دلتنگی خفه میشی و یکی از تصنیف های قدیمی پریسا هم گوش میکنی براش مسیج بزنی که : میخوامت ، لعنتی همیشه میخواستمت ، لب .... و اون هیچ جوابی نده .
وفرداش که بهش زنگ میزنی و ازش بازخواست میکنی دلیل ناجواب ماندن مسیج ت رو خیلی ریلکس بگه : عزیزم خوب جواب نداشت ،اینو که من میدونستم ...
پ .ن : بیار ساقی آن می که حال آورد که یار ـ الگا برفت از برش ...
+ 10:48 PM الگا
و مرد ها هیچ وقت فکرش رو هم نمی کنند که گاهی اوقات گزیدن لب توسط پارتنر شون که گمان می برن از شهوت زیاد باشه ، اجتناب از به زبان آورن نام پارتنر _ قبلی شون باشه ....
پ . ن : میشه وقتی میری در رو پشت سرت ببندی ؟؟ میخوام تنها باشم هانی ...
+ 4:19 PM الگا
داشت ریال به ریال تموم می شد اون کارت تلفن مسخره و آفتاب ـ این سگ دونی امانم رو بریده بود و حوصله احوال پرسی های مسخره رو نداشتم و بی محابا گفتم : من ده روز ـ ارضا نشدم ، و تو جواب دادی خوب امروز هم اضافه بشه میشه ۱۱ روز ... و خندیدی .
تلفن رو میکوبونم سر جاش و خوب میدونم دوباره اتفاق افتاده ،
عرقی که از چونه مغنه ام راهش رو باز میکنه رو میتونم احساس کنم و صدای فیل کالینز که داره تو گوشام پخش میشه تنها راه گریزم ـ و زخم ـ لبم که می مکمش ....
+ 7:13 PM الگا
می نشینی در تنها جای خالی صندلی عقب _ یک تاکسی لکنته و در حالتی غور ماآبانه در خیالت زمزمه میکنی : چقدر بوسه هایش فرق داشت با قبلی و قبلی تر ها ،
و آنگاه دستات در حالی که سعی میکنی از لرزش شون جلوگیری کنی هیستریک وار در جیب جلویی کیفت دنبال هدفونات میگرده و تو وارد دنیای به شدت شخصی خودت میشی و خلاص ...
پ .ن : خیام میخوام با صدای شاملو ...
+ 7:25 PM الگا
این روزا به این فک میکنم که چقدر خوب ـ که هفته به هفته و یا حتی ماه به ماه گاها یک لبی باشه که با زبونت تمام احساس ـ دلتنگی و خستگیت رو از این زندگی لعنتی بریزی بیرون ..
پ .ن : اگر بودی با زمینه صدای سوسا ازت لب می گرفتم
+ 5:49 PM الگا
وقتی جنوبم یعنی : ساعت که مثل ـ الان دو رو رد کرده باشه نمیتونم که زنگ بزنم و بگم بیا و اینطور میشه که درست مثل ـ یه معتاد که گرد بهش نرسیده باشه دور خودم می پیچم و سینه ام سفت میشه ....
پ .ن : روزای سختی میخوان بیان ، میدونم این جبر رو ...
+ 02:44 AM الگا
گاهی گازت میگیرم خفیف .... خوشت نمی آید .
پ .ن : و این خوش نیامدن از لذت من کم نمیکند هیچ وقت ...
+ 10:21 PM الگا
زن احمقی خواهی بود اگه پارتنرت با دست خودشو ارضا کنه و احمق تر خواهی بود اگر نگویی : خوب بدرک ....
+ 11:13 PM الگا
دیشب خواب دیدم بارون شدیدی میاد و من هر بار از اتوبوس سمت ـ خونه جا می مونم ، هر بار ..
پ .ن : صب که بلند شدم دیدم مسیج دادی که : گریه نکن ، منم ناراحتم ...
+ 10:20 AM الگا
دارم بر میگردم جنوب ...
پ .ن : میدونم اینم یه جور دیگه ایی از زندگی ـ .
پ .ن 2 : سلام نفت کش های جادویی و خورشید تفدیده ...
+ 12:16 PM الگا
نرسیده به پل گیشا سوار شدم اتوبوس رو واسه ولیعصر . ساعت نزدیک هشت شب بود .
وقتی که پل رو رد کرد و انداخت تو اتوبان درست همون موقع که نسیم داشت از شیشه های چرکین اتوبوس میخورد تو صورتم احساس کردم چقدر تنهام و سنگین شدم از این همه اتفاقاتی که گذشت ، واسه همین بود بگمانم که زمزمه کردم : مرغ _ شومی پشت _ دیوار دلم ، خودشو اینور و انور میکنه ...
+ 11:09 PM الگا
امروز که بارون می اومد تا چند دقیقه نتونستم سایه بودن پیدا کنم . شده بودم موش ـ آب کشیده و می لرزیدم . تنها راهی که به فکرم رسیده این بود که سیگار آتیش بزنم ... دوست داشتم تو اونجا بودی که دستام رو می گرفتی ..
پ .ن : پست قبل رو بد برداشت کردید .. خوشم نیومداااا .
+ 1:40 PM الگا
گاهی دوست دارم فکر کنم که آزادم ... اونقدر آزاد که میتونم شوهر کنم و باز با تو رابطه داشته باشم و کار بدی هم نکرده باشم .
پ .ن : دلم خیلی گرفته .. خیلی ...
+ 6:04 PM الگا
کوچه هایی بن بست که قرار است نفس من را محبوس خود کنند و ندایی که به من میگوید به دامان _ من باید باز گردی ...
گریزی نیست از این همه که مرا فرا میگیرد و خوشی های بی ضابطه کوتاه که همیشه برای قامت _ دلم کم بودن .
فرصتی نیست و ندارم بیشتر از این و تو اگر میخواستی می ماندی و نفس به نفس همراهم بودی و دریغ که من آن نیستم که به دروغ تظاهر کنم که همیشه باید مشعوف _ همان اندک خوشی ها می شدم .
و دست بر کمر می شدم و تو ظهر های تفدیده از گرما خودم رو صدا می کردم که میدانستم بجز خودم کسه دیگری نیست ..
تو اینها را که می نویسم نمی دانی و بسته بودن _ این محیط حتی در خیالت هم نمی گنجد ، تو اینها را که زخم می زنند بر پیکرم نمی بینی .
افسوس که زخم نامه های من همیشه مغلوب اند ... مغلوب شنیدن صدای تو و فحش پاره هایی که زندگی پر درد نثارم می کند ...افسوس که بی فایده فرسوده شدم .
+ 1:23 PM الگا
و از خواص ـ پارتنر بودن زن آن است که شب های عید و تعطیل های رسمی آنچنانی که چند روز پشت سرهم تعطیل میشود مردت برود کنار خانواده اش و حق هم دارد ..
و تنها پنچ شنبه های بدبو و جمعه های خواب آلود نصیب ـ تو میشود ...
پ .ن : نوشته ام زخم داشت میدانم اما تو ببخشم که دوست داشتم باشی گل و بهار من ...
پ .ن 2 : گریخم نهندن : گریه م گرفته ( به لهجه خودمان )
+ 12:10 PM الگا
اون دو تا مست ـ چشات منو خوابم میکنه ...
پ . ن : دستام رو لاک زرشکی زدم و تو رفتی تا دوشنبه که شاید بیایی .
+ 4:19 PM الگا
در حمام چار طاق باز _ ، دونه های آب می پاشه بیرون .به نظرم این صحنه خیلی اروتیک می زنه و همین طور غمناک چونکه ممکنه واسه چند وقت نداشته باشمت .
پ . ن : قول دادی پنچ شنبه مطابق رسم چندین وچند ساله بریم ظهیرالدوله ، الوعده وفا ...
+ 9:27 PM الگا
دلم میخواد یه چیزی بنویسم که به این نوای ویالون _ غمگین که این وقت _ شب از ضبط خونه من میاد و داره منو دیوونه میکنه بخوره ... دلم میخواد امشب بودی اگرچه فقط دمی .. ( دقت کن فقط دمی )
فک میکنم همه اش تقصیر این ربدوشامبر و پاهای تیغ زده ام و موهای سشوار کشیده ام و بدن _ لوسیون زده ام و لبای ماتیک دار و ناخن های لاک دارم و ... باشد .
اگرچه همه اینها همیشگی است اما امشب طور _ دیگری است با این نوای ویالون و کتاب عاشقانه های ابراهیم نبوی نازنین و بطری افسونگر درون _ یخچال ..
دلم میخواست بودی فقط همین .
+ 00:04 AM الگا
تازه یه غذای مزخرف مکزیکی صرف شده بود و ما داشتیم دست تو دست ـ هم نجات اللهی رو سمت طالقانی می اومدیم پایین که وسط خیابون یه ماشین ـ واسه اینکه یه دختر خانمی رو سوار کنه جلوی پای ما دو تا ترمز کرد .. اون وقت دختره پرید داخل ماشین و بلافاصله از آقای راننده لب گرفت ...
پ . ن : زننده بود حسابی ...از این حرکت دختره حالم بهم خورد و میخواستم غذا مکزیکی رو بیارم بالا ...اصلا چون با تو بودم بیشتر بنظرم زننده اومد ... اونقدر زننده که میخواستم معذرت بخوام .. تو هم متوجه شدی و گفتی : قربون ـ خانم ـ ساده خودم ...
از تمام دختر خانما میخوام که این حرکات رو به گونه ایی رمانتیک وارتر اجرا نمایند و حتی المقدور دور از انظار ...حالا من که میدونم خیلی هاتون میگید : الگا تو دیگه چرا ... اما همین الگا که اینقدر راحته واسه خودش یه قوانین ـ سخت و محکمی داره که بیا و ببین ...
+ 11:46 PM الگا
تو مترو صادقیه جا گیر نمیاری بشینی واسه همین خودت رو ولو می کنی کف زمین مترو اون ته ته _ که دیگه بعدش چیزی نداره چونکه تا امام خمینی راه زیادی مونده و یهو درست همون موقع که تکیه میدی به سفیدی های چرک دیوارای مترو می بینی هدفونات که چپوندی تو گوشات یه آهنگی پخش میکنه که تورو دیوونه میکنه ...
اون وقت تا خود امام خمینی اون انتهای مترو یه دختری با شال نخی سفید و چشمای خمار هی زمزمه میکنه :Hey you , Open your heart, I'm coming home
پ .ن : علاوه بر معرکه بودن این آهنگ هر کی ندونه تو که میدونی یکی از اولین همآغوشی هامون که لباس من سبز بود و تو قرمز متنش همین آهنگ بود و همین صدا ...
+ 1:48 PM الگا
دلم یه جاده کویری میخواد با یه آهنگ راک ـ معرکه ( به انتخاب ـ خودت ) که ماشینت من و تو رو ببره ته جاده ایی که انتهاش معلوم نیست و تو بهم اجازه بدی که بهت دست بزنم ( ناجور ) ، همون جا تو ماشین در حالی که رانندگی میکنی ....
اون وقت من واست کلی حرف می زنم تا دیگه نگی : الگا تازگی ها لب ور می چینی ...
پ .ن : البت سیگار هم دود می کنیم .
+ 5:58 PM الگا
ببردی دین فائز را به غارت ...
پ .ن : نشسته م تو چارچوب در و پاهام رو بغل کردم و با شجریان زمزمه میکنم ...گفته ای شاید ۱۲ شب به بعد بیایی ، شاید ...
+ 10:16 PM الگا
میون ـ اون بالا و پایین کردن ها و تنگ تر کردن لب هام یه رازی هست که من رو آسیب پذیر تر میکنه و تو رو رها تر ...
سعی می کنم چهره ات رو بخاطر بسپارم وقتی رگ های شقیقه ات متورم میشه و کنج لبات ارتعاش پیدا میکنه ... سعی می کنم جوری عمل کنم که وقتی پاشنه کفشم رو میدم بالا و از در خونه ات می زنم بیرون چهره ات بخنده و بگی : تو محشری دختر ...
+ 10:29 PM الگا
سخنی از من نمانده که بشونی که دیگر او دیر به دیر می خواند مرا ...
سخنی نمانده است از کوره آتشینم که دیگر او تمام حرف هایش را بلعیده است ...
+ 00:06 AM الگا
و در غیاب تو همه چیز خیال فرو ریختن دارد حتی خانه ، تخریب دیواره رحم و مانند اینه ....ا
+ 7:29 PM الگا
میگن آدما عوض میشن اما تو عوض میشی و مرد باقی می مونی ..
پ .ن : تقدیم به آقای صاد . الف .
+ 11:23 PM الگا
یه تصویر گنگ و مبهمی ازش دارم وقتی کنار هم می خوابیم ... یه تصویر مات که احساس میکنم من رو وقتی خوابم می بوسه ... عاشق ـ این کاراش هستم که هیچ وقت لو نمیده اما من با چشمای نیمه باز و خواب آلود حسش میکنم .
پ .ن : لبات برای من ، همیشه ، بدون شریک .
+ 11:35 AM الگا
خانم طبقه بالایی یه کاسه آش واسم میاره ، میرم که ظرفش رو پس بدم و چون چیزی نداشتم که کاسه رو پر کنم یه سی دی از ترانه های جنوب رو واسش رایت می کنم .
در رو که واز میکنه و دستم رو می بینه میگه : امان از دست ـ شما جنوبی ها ...
پ .ن : این ۱۹۰ امین رو بخون ، معرکه است .
+ 11:29 PM الگا
شونه هام درد گرفتن ، نمی دونم چم شده . تمام تنم درد گرفته .
ا..ه همه اش احساس های بد .... و پیاده رو های داغ .
رفقا میگن طبیعیه ، میگن کم بیاری حقته ، میگن تو باید مرد می شدی .
امروز ور داشتم رفتم کلی خیابون شریعتی گشتم واسه این کولر وامونده لا مصب تعمیر کار اوردم و آخرش با نهایت خسته گی میشینم روبه روی کاناپه مقابل باد کولر یه سیگار آتیش زدم و می بینم که اینقدر حالم بده که دوست دارم سیگار رو نابود کنم . اون وقت درست همون لحظه پاهام رو بهم می چسبونم چون دقیقا می تونم احساس کنم که پرید شدم و داره ازم خون می چکه .
تلفن رو ور می دارم که بهت زنگ بزنم اما پشیمون می شم . اون وقت بلند میشم مثل ـ احمقا رو تختی رو می اندازم تو لباس شویی و لباس شویی شروع بکار میکنه و من در نهایت سکوت چیپسی کینگ گوش میدم و یک لیوان چای داغ می نوشم .
خدای بزرگم نیستی این روزا ... کجایی تو ؟؟
+ 6:34 PM الگا
با بوسه های ریز من رو از رفتن پشیمون میکنه ، بغلش گرمه خیلی ...
راه ـ دوری رو میرم واسه دیدنش ...
اما من دیگر من نیستم .
پ .ن: نبودم و مدتی هم کمتر خواهم بود .
+ 10:54 PM الگا
همین طور الکی دارم تو اینترنت چرخ می زنم تا سوز ـ همخوابگی پارتنرم رو با یکی دیگه فراموش کنم .... . ا......ه ، دوره ما هم دیگه گذشت .
آبغوره گرفتن دیگه کافیه ، برم لباس هام رو از رو بند بیارم ، امشب طوفانیه هوا مثل ـ دلم .
+ 00:45 AM الگا
پاهام رو باز میکنم
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاز
بـــــــــــــــاز
بــــــــــــــــــــــــــــــــاز
باز
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاز
بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاز
بــــاز میکنم
و تو از من میچکی قطره
قطره .
پ.ن: میگویی : الگا حواست باشد ، نگرانتم ... من اما باور نمی کنم .
+ 02:18 AM الگا
همین است ....
تو را غافلگیرت خواهم کرد در میانه سکر بار یک خواب شهوت آلود ،
و آنگاه بعد از چند روزی من
ل
ب
خ
ن
د
می زنم .
همین است و یا همین ـ که هست ....
به هر صورت تو با تندی و من نیز به ناز می گویم : سلام .
گیرم که می دانیم هیچ چیز تهش نیست .
کامنت دونی اینبار تقدیمی من به همه اوانایی که موندن تا الانش باهام .
+ 7:47 PM الگا
خبر دادن گربه همسایه ما دوباره انگار آبستن ـ ...
میدانم
میدانم
میدانم
به خاطر بد شگونی رفتن تو بود عزیز ـ دلم ...
+ 01:43 AM الگا
شده ام سوزن بانی که قطارش رو از دست داده ...
کاش دستی فانوسم رو خاموش میکرد یا که بادی می وزیدش که بیخود منتظر نباشم .
+ 9:02 PM الگا
جدیدا وقتی خوابی گریه می کنم و جدیدترش هم اینکه چه خواب باشی یا که بیدار گریه میکنم ...
جدیدا فک میکنم یوزپلنگی بوده ام که دنبال ـ ماه دویدم و بهش نرسیدم ...
جدیدا هیچ کدوم لب هامون رو برای مکیدن بهم قرض نمی دهیم و تا آنجا پیش رفته است که من به اندازه قاره آفریقا گرسنه شده ام ....
ببخشید ، اما دیگه خواب ندارم ، آسایش ندارم ، روان سالم ندارم ، خوراک ندارم ، اعصاب ندارم و کامنت دونی نیز ندارم .
+ 05:38 AM الگا

