خانه عناوین مطالب تماس با من

منحنی شور

منحنی شور

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • شرابی مردافکن در جامِ هواست
  • پشت سر خستگی تاریخ است

بایگانی

  • تیر 1391 1
  • خرداد 1391 2
  • اردیبهشت 1391 3
  • فروردین 1391 7
  • اسفند 1390 5
  • بهمن 1390 1
  • دی 1390 6
  • آذر 1390 8
  • آبان 1390 10
  • مهر 1390 8
  • شهریور 1390 6
  • مرداد 1390 14
  • تیر 1390 2
  • خرداد 1390 1
  • اردیبهشت 1390 7
  • فروردین 1390 1
  • اسفند 1389 1
  • بهمن 1389 2
  • دی 1389 9
  • آذر 1389 1
  • آبان 1389 3
  • مهر 1389 7
  • شهریور 1389 15
  • مرداد 1389 9
  • تیر 1389 3
  • مهر 1388 25
  • شهریور 1388 27
  • مرداد 1388 35

آمار : 87623 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • [ بدون عنوان ] شنبه 22 مرداد‌ماه سال 1390 13:27
    هی آقاهه که من نمی شناسمت ولی خیلی شبیه من هستی و من میتوانم شعر ها و کتاب ها و فیلم ها و آواز ها و شکلات ها و کاکتوس ها و عکس هام و گذشته و حال و وقایع اطراف و همه و همه را باهات تقسیم کنم ، پس کی قرار است من را پیدا کنی؟؟ هان؟؟؟؟
  • [ بدون عنوان ] شنبه 22 مرداد‌ماه سال 1390 13:21
    یک نیم ساعتی هست که رسیده م ، چایی را گذاشته است رو به رویم و طبق عادت نشسته م روی زمین . سیگار آتش میزنیم .اینجا بدون من شده است موضوع صحبت مان و ابدا نمیخواهم حرف را به جدایی از رفیقش بکشانم . احساس میکنم در مورد او رابطه نبوده است که نزدیکی جنسی بوده است !!
  • [ بدون عنوان ] شنبه 22 مرداد‌ماه سال 1390 13:18
    بعد از ظهر آقای آنده ما روی میزم جا خوش کرده است ، هنوز خیلی کار دارم ، همه آب هایی که برای سونوگرافی خوردم مانده است روی دلم . سه ساعت یکروند کار کرده م و الان با سری سنگین افتاده م و کتاب هم که چشمک میزند . میدانم باید کار کنم کار کنم کار کنم کار کنم نمی دانم شاید باید ادبیات را فراموش کرد !!
  • [ بدون عنوان ] شنبه 22 مرداد‌ماه سال 1390 13:12
    آنجا کسی نبود ....
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 20 مرداد‌ماه سال 1390 12:13
    هر کجا تو با منی ، من خوشدلم ..
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 20 مرداد‌ماه سال 1390 10:16
    وقتی به سرم بزند پشت سر هم فریبا وفی میخوانم . آرام ام میکند . آدم ها در ذهنم درجه اهمیت دارند و وفی همیشه از پیرزاد برایم مهم تر بوده است . آقای رئیس هم مچم را گرفته است !!
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 20 مرداد‌ماه سال 1390 10:13
    چرا من هیچ وقت عرضه ش را نداشتم که جان شیفته را تا آخر بخوانم ؟؟ به رومن رولان مدیونم تا همیشه انگاری !!
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 20 مرداد‌ماه سال 1390 10:10
    مامان میگه بیا من این چندغازی که بهت میدن رو میدم و بشین تو خونه !!! یکی تو وجودم میگه : - تنفر دارم -
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 20 مرداد‌ماه سال 1390 10:09
    خیلی سال است ، یعنی اندازه انگشت های وی که با هم نیستیم و من ندیده ام است خیلی سال که یعنی یک سال . دارم رها میشم .
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 20 مرداد‌ماه سال 1390 10:06
    آدم های روشن فکر وجودم مرده اند ، شب ها گریه میکنم .
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 4 مرداد‌ماه سال 1390 12:20
    در برابر تندر می ایستند، خانه را روشن می کنند و می میرند ....
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 27 تیر‌ماه سال 1390 14:29
    به یاد لعل تو و آن دو چشم می گونت ...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 14 تیر‌ماه سال 1390 16:39
    شما یادتون میاد اون سریالی که مرد دوچرخه سوار میگفت دریا موجه کاکا دریا موجه (دریا با کسره د)
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 2 خرداد‌ماه سال 1390 08:43
    نقش ـ مرا بشستی ....
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1390 16:45
    همیشه کم میارمت ، و میترسم .
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1390 16:46
    بجز ابروی تو محراب دل حافظ نیست ،
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1390 11:18
    با غم ات درآمیزم ،
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1390 12:17
    امروز که با خواهره از ماشین پیاده شدیم آقای راننده کرایه رو تقریبا دو برابر گرفت و گازش داد رفت و چند قدم اونورتر استب کرد که دوباره مسافر سوار کنه، نمیدونم چرا یهو یاد نادر افتادم تو جدایی نادر .. اون سکانس تو پمب بنزین و نگاهش به دخترش ترمه ، که دویدم سمت ماشین و گفتم : آقا بقیه پول رو چرا ندادی؟؟
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1390 12:13
    امروز که با خواهره از ماشین پیاده شدیم آقای راننده کرایه رو تقریبا دو برابر گرفت و گازش داد رفت و چند قدم اونورتر استب کرد که دوباره مسافر سوار کنه، نمیدونم چرا یهو یاد نادر افتادم تو جدایی نادر .. اون سکانس تو پمب بنزین و نگاهش به دخترش ترمه ، که دویدم سمت ماشین و گفتم : آقا بقیه پول رو چرا ندادی؟؟
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1390 11:49
    چه خوب که وختی یادت میکنم ظهیرالدوله ایی هم هست که بروم و خودم رو از یاد نفس گیر تو خالی کنم،
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1390 12:22
    روز های تک نفره خوابیدن های من بروی تختم است،
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 16 فروردین‌ماه سال 1390 16:47
    اسمتو با شیشه کندم روی دستم ُ
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 25 اسفند‌ماه سال 1389 23:21
    تو عیدی امسال منی ،
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 25 بهمن‌ماه سال 1389 16:05
    آنچه خود داشت !!
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 12 بهمن‌ماه سال 1389 13:45
    به شکلات هایم نگاه می کنم ..
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 23 دی‌ماه سال 1389 14:10
    معشوقه بازی های عرفانی کنید ، روز و شب .
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 15 دی‌ماه سال 1389 13:39
    زیر پتو رو تختم پاهام رو دراز کردم ، موهای خیسم رو لوله کرده م تو حوله ،صدای سوختن سیگار رو میشنوم اینقدر خونه ساکته و صدای بارون و اینکه با همه پر و بال بسته ام یکی تو دلم میگه : عشق اول یه خاطره گه است !!
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 13 دی‌ماه سال 1389 23:24
    ای شاه درویش دل ریش ت منم ،
  • [ بدون عنوان ] شنبه 11 دی‌ماه سال 1389 15:16
    دوس دارم سیبیل هات رو بو بکشم !!
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 9 دی‌ماه سال 1389 22:41
    دل ز من بردی و پرسیدی که دل گم کرده ایی؟؟
  • 219
  • 1
  • 2
  • صفحه 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 8